حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
539
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
خواهر خود بغداد خاتون و غياث الدّين محمّد كه بعد از قتل دمشق خواجه وزارت ابو سعيد را يافته بود مستخلص و مقتدر شود و درصدد انتقام از الملك النّاصر برآيد . پسران ديگر امير چوپان چندان اهميّتى نيافتهاند از ايشان يكى را كه محمود نام داشت و حاكم ارمنستان و گرجستان بود ابو سعيد در 728 در تبريز كشت و يكى ديگر را نيز كه خردسال و با امير چوپان همراه بود ملك غياث الدّين بقتل آورد . بقيّهء ايشان چندان شهرت و اسم و رسمى پيدا نكردهاند . حوادث سالهاى آخر سلطنت ابو سعيد در سال 729 حكمران خراسان نارى طغاى سر بعصيان برداشت و اين شخص كه يكى از عوامل عمدهء استيصال دمشق خواجه بود و از غارت اموال او ثروتى هنگفت تحصيل كرد و در اردوى ابو سعيد صاحب اقتدار و نفوذ فراوان شد تا آنجا كه كار تكبّر او موجب نفرت خاطر ابو سعيد گرديد و ايلخان براى آنكه او را از حضور دور كند بحكومت خراسانش فرستاد و نارى طغاى كه ادّعاى قائم مقامى امير چوپان را داشت مصمّم شد كه هرات را هم كه حكومت آن به ارث سالها در خاندان آل كرت بود تحت تصرّف خود بگيرد ولى غياث الدّين كه در اين تاريخ در اردوى ابو سعيد بود از ايلخان فرمانى گرفت و خود را بهرات رساند و نارى طغاى دانست كه از عهدهء ملوك كرت برنمىآيد . بعد از رسيدن خبر انقلابات خراسان و احتمال هجوم مغولان جغتائى ابو سعيد خال خود على پادشاه را كه سرحدّدار اربل بود با چند نفر ديگر از امرا مأمور خراسان كرد . نارى طغاى پس از اطّلاع از حركت امرا قاصدهاى متعدّد باردوى ايلخانى فرستاد و گفت چون خطر هجومى براى خراسان در پيش نيست آمدن امرا به اين سرزمين لزومى ندارد . امراى ابو سعيد هم كه با نارى طغاى دست يكى داشتند در اطاعت فرمان سلطان سستى كردند و غرض ايشان بيشتر اين بود كه خواجه غياث الدين را بقتل برسانند ، عاقبت ابو سعيد بر ياغيان دست يافت و همه را در عيد قربان 729 كشت و سر ايشان را از قلعهء سلطانيّه آويخت .